رابى بنيامين تودولايى ( مترجم : مهوش ناطق )

99

سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى )

هاى طلا و نقره و موزاييك كه از سنگ‌هاى قيمتى فراوان درست شده است . ثروت قصر او از حد به در است : برج‌هايى كه پوشيده از طلا ، نقره و سنگ‌هاى قيمتى است . او فقط يك بار در سال قصر خود را ترك مىكند ، فقط در عيدى كه به آن رمضان مىگويند . در اين روزها مردم از نقاط دور مىآيند تا او را ببينند . آن وقت او سوار بر استر مىشود ، لباس خلافت را كه با طلا و نقره بافته شده به تن كرده و سرپوش او را كه كلاهى پوشيده از سنگ‌هاى قيمتى است يك دستار سياه كامل مىكند تا به همه گوشزد كند : ببينيد ! زمانى بر اين شكوه و جلال ، سايه‌ى سياه مرگ گسترده خواهد شد ! در اين هنگام شاه‌زادگانى از عربستان ، تركيه ، مدائن ، ايران ، تيبت « 1 » و سمرقند ، شاه‌زادگانى كه از نقاطى دور آمده و مدت سه ماه در راه بوده‌اند ، همه سوار بر اسب ، لباس مخصوص جشن پوشيده ، پشت سر او حركت مىكنند . او قصر را ترك مىكند و به مسجد مىرود كه در كنار دروازه‌ى بتزرا « 2 » قرار گرفته و بزرگ‌ترين عبادتگاه مسلمانان است . در تمام طول راه ديوارها با ابريشم و ارغوان تزيين شده‌اند . زنان و مردان در حال نواختن سازهاى مختلف و رقص‌كنان

--> ( 1 ) . Tibet . ( 2 ) . Botzra .